OKR چیست ؟ تفاوت OKR و KPI

OKR چیست ؟ تفاوت OKR و KPI

در دنیای پررقابت امروز، کسب‌وکارها برای موفقیت نیاز به یک سیستم هدف‌گذاری مؤثر دارند. OKR (Objectives and Key Results) یکی از بهترین روش‌های مدیریت عملکرد است که توسط شرکت‌هایی مانند گوگل، مایکروسافت و لینکدین استفاده می‌شود. این چارچوب به سازمان‌ها کمک می‌کند تا اهداف شفاف، نتایج قابل اندازه‌گیری و مسیر مشخصی برای پیشرفت داشته باشند.

در این مقاله، با مفهوم OKR، تفاوت آن با KPI، مزایای استفاده، نحوه تدوین، نمونه‌های موفق و ابزارهای مدیریت OKR آشنا خواهید شد.

OKR چیست؟

OKR مخفف دو کلمه‌ی Objectives (اهداف) و Key Results (نتایج کلیدی) است. این سیستم به‌طور ساده به شما کمک می‌کند که:
 
1.اهداف مشخصی تعیین کنید.
2.نتایج قابل اندازه‌گیری برای پیگیری پیشرفت‌تان داشته باشید.
 
Objectives: اهداف اصلی و گسترده‌ای هستند که می‌خواهید به آن‌ها دست یابید. این اهداف باید الهام‌بخش، چالش‌برانگیز و مهم باشند.
 
Key Results: نتایج کلیدی، شاخص‌هایی هستند که مشخص می‌کنند چقدر از هدف‌تان را به‌دست آورده‌اید. این نتایج باید قابل اندازه‌گیری باشند و به شما کمک کنند تا پیشرفت‌تان را ارزیابی کنید.
 

چرا OKR مهم است؟

1.تمرکز بر اهداف مهم: OKR کمک می‌کند تا تمرکز تیم‌ها و افراد بر روی اهداف مهم و استراتژیک باشد، نه بر روی کارهای روزمره یا فعالیت‌های کم‌اهمیت.
 
2.شفافیت: این سیستم باعث می‌شود تا همه اعضای تیم و سازمان درک مشترکی از اهداف و نتایج مورد انتظار داشته باشند.
 
3.پیگیری پیشرفت: با استفاده از نتایج کلیدی قابل اندازه‌گیری، امکان پیگیری پیشرفت به‌صورت منظم وجود دارد و می‌توان به‌راحتی ارزیابی کرد که آیا به هدف‌ها نزدیک می‌شویم یا خیر.
 
4.انعطاف‌پذیری و بهبود مستمر: OKR به سازمان‌ها این امکان را می‌دهد که در صورت لزوم، اهداف را تنظیم کنند و به سمت بهبود مستمر حرکت کنند.
 

چطور از OKR استفاده کنیم؟

1.تعریف اهداف (Objectives): ابتدا باید اهداف بلندمدت و کوتاه‌مدت سازمان یا تیم‌تان را شفاف و دقیق تعیین کنید. این اهداف باید الهام‌بخش و چالش‌برانگیز باشند.
 
2.مشخص کردن نتایج کلیدی (Key Results): بعد از تعیین اهداف، باید نتایج کلیدی مشخص کنید که می‌توانند میزان پیشرفت شما را اندازه‌گیری کنند. این نتایج باید به‌طور واضح قابل اندازه‌گیری باشند.
 
3.پیگیری و ارزیابی: در طول زمان، باید پیشرفت خود را بررسی کنید و ببینید که آیا به نتایج موردنظر دست یافته‌اید یا خیر.
 
4.بازخورد و بهبود: بعد از ارزیابی، در صورت لزوم، اهداف و نتایج را اصلاح کرده و به سمت بهبود حرکت کنید.
 
نتیجه‌گیری :
OKR یک سیستم قدرتمند برای کمک به سازمان‌ها در دستیابی به اهداف استراتژیک و اندازه‌گیری پیشرفت است. با استفاده از OKR، تیم‌ها می‌توانند تمرکز خود را بر روی اهداف مهم نگه دارند و به‌طور مداوم پیشرفت خود را پیگیری کنند. این سیستم به‌ویژه برای سازمان‌هایی که به‌دنبال بهبود عملکرد و افزایش شفافیت هستند، مناسب است.
 
در صورتی که به دنبال بهبود عملکرد تیم‌ها و سازمان‌تان هستید، OKR یک ابزار موثر برای حرکت به‌سمت اهداف بزرگتر و بهتر است.

تفاوت OKR با KPI؟

OKR (Objectives and Key Results) و KPI (Key Performance Indicators) هر دو ابزارهای مهمی برای اندازه‌گیری عملکرد و پیشرفت در سازمان‌ها هستند، اما تفاوت‌های کلیدی میان این دو وجود دارد. در ادامه به بررسی این تفاوت‌ها می‌پردازیم:
 

1. ماهیت و هدف اصلی

•OKR: سیستم OKR بیشتر بر روی هدف‌گذاری استراتژیک متمرکز است. هدف اصلی OKR این است که سازمان‌ها و تیم‌ها اهداف بزرگی (Objectives) را تعیین کنند و از نتایج کلیدی (Key Results) برای اندازه‌گیری پیشرفت و ارزیابی میزان دستیابی به این اهداف استفاده کنند. OKR معمولاً چالش‌برانگیز و بلندپروازانه است و هدف آن الهام‌بخشی و حرکت به سمت اهداف بلندمدت است.
 
•KPI: KPI معمولاً شاخص‌های عملکردی هستند که برای اندازه‌گیری عملکرد جاری یک فرآیند، بخش یا سازمان در مقابل اهداف از پیش تعیین‌شده استفاده می‌شوند. KPI بیشتر بر روی ارزیابی وضعیت موجود و بررسی کارکرد روزمره متمرکز است. این شاخص‌ها معمولاً قابل اندازه‌گیری و دقیق هستند و به‌طور مرتب پیگیری می‌شوند.
 

2. نحوه تعیین و استفاده

•OKR: اهداف در OKR معمولاً چالش‌برانگیز و بزرگ هستند و نتایج کلیدی آن‌ها باید قابلیت اندازه‌گیری داشته باشند. OKR می‌تواند در بازه‌های زمانی کوتاه (مثل 3 ماه یا 6 ماه) تنظیم شود و تمرکز آن بر روی نوآوری و پیشرفت است.
 
•KPI: KPI‌ها بیشتر برای ارزیابی عملکرد ثابت و کلی استفاده می‌شوند. این شاخص‌ها به‌طور معمول کوتاه‌مدت هستند و به‌عنوان معیاری برای ارزیابی کارایی در فرآیندها، محصولات یا خدمات استفاده می‌شوند.
 

3. انعطاف‌پذیری

•OKR: OKR به‌طور طبیعی انعطاف‌پذیرتر است. سازمان‌ها می‌توانند اهداف خود را هر چند وقت یک‌بار بر اساس شرایط جدید یا تغییرات در استراتژی‌ها تنظیم کنند. این سیستم به‌ویژه برای ایجاد انگیزه و هدایت سازمان به سمت تغییرات بزرگ و نوآوری‌ها مفید است.
 
•KPI: KPI‌ها معمولاً ثابت‌تر هستند و تغییرات کمی دارند. این شاخص‌ها بیشتر به‌عنوان ابزارهایی برای ارزیابی ثبات و بهبود عملکرد در فرآیندها استفاده می‌شوند.
 

4. میزان چالش و انگیزه

•OKR: اهداف در OKR معمولاً چالش‌برانگیز هستند و برای رسیدن به آن‌ها نیاز به تلاش و ابتکار بیشتر است. این ویژگی OKR باعث ایجاد انگیزه بیشتر در تیم‌ها و افراد می‌شود.
 
•KPI: KPI‌ها بیشتر بر روی حفظ و بهبود کارایی موجود تمرکز دارند و اغلب هدف آن‌ها رسیدن به حد نصاب‌های مشخص است. این اهداف ممکن است انگیزه کمتری برای تغییرات بزرگ ایجاد کنند.
 

5. ساختار زمانی

•OKR: OKR به‌طور معمول در بازه‌های زمانی مشخص (مثل سه‌ماهه یا سالانه) تنظیم می‌شود و به‌طور مداوم پیگیری می‌شود.
•KPI: KPI‌ها می‌توانند به‌صورت مداوم و در طول زمان پیگیری شوند، و معمولا عملکرد روزانه یا ماهانه را اندازه‌گیری می‌کنند.
 

نتیجه‌گیری

در نهایت، می‌توان گفت که OKR برای هدف‌گذاری استراتژیک بلندمدت و ایجاد انگیزه در سازمان‌ها استفاده می‌شود، در حالی که KPI بیشتر برای اندازه‌گیری عملکرد روزمره و ارزیابی کارایی در سطح خرد استفاده می‌شود. هر دو ابزار می‌توانند در کنار هم استفاده شوند تا یک دید کلی و دقیق از پیشرفت‌ها و کارایی سازمان به دست آید.
 
 
 
adverbook وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید